آیدا عروس شده
سال نو همگی مبارک
سال جدید زندگی جدید همراه با عشق
آيـــدا آنجـــــلا
آیدا عروس شده
سال نو همگی مبارک
سال جدید زندگی جدید همراه با عشق
سال نو بر همه مبارک
عشق من جز غم دلواپسی نیست
آخه قلبم مثل قلب کسی نیست
تو به تصویری چه کودکانه دلباخته ای
منو اون جوری که در باور خود ساخته ای
تو به نقشی که چه دور از من
عکس ماهه توی آب روشن
تو یه رویایی مثه بیداری
غربت آن نيست که تنها باشي فارق از فتنه فردا باشي غربت آن است چون قطره آب تشنه ديدن دريا
باشي غربت آن است که مثل من و دل در ميان همه کس تک و تنها باشي.
در این قفس که ندیدم به غیر تنهایی
مرا چکار به عاشق شدن به شیدایی
به ریسمان حقیقت چگونه آویزم
من آن خیال پرست همیشه رویایی
آیدا از مشهد برگشته![]()
واسه همه دعا کردم
به خصوص واسه دل جوونا![]()
بازم اومدم تا بنویسم![]()
از دل تنگ خودم بنویسم![]()
آیدا آنجلا به مدت یک هفته با بچه های دانشگاه داره میره مشهد واسه همتون دعا می کنه
پس تا هفته آینده که باز آیدا برگرده بای بای
راستی ازنظرهایی که میدین ممنون![]()

*
چند روزی هست که می خواهم بنویسم امامثل برق ، مثل باد
و به یاد روزهای نارس بودن ، خوابیدن
و یکی میشد شبیه خودش
آنوقت کسی که مارا آشتی میداد با تنهایی اش میشد دوست مشترک من و تنهایی ام
بعد ... بگذریم , اصلا هیچی
. * توی روزنامه خوندمو ضمنا خوندم ، مگس ها همه چیز رو به صورت آهسته و اسلوموشن می بینن
چقدر باید زجر بکشه ، مخصوصا وقتی که اون از دور ، دستشو براش تکون میده و میگه
:خ .. د ... ااا ... ح ... ا ..... ف ... ظ
* چند تا بو هست که خیلی دوستشان دارمبوی ریحان تازه
و بوی خاک باران خورده و هندوانه سرد و دود آتشی که از دور بیاید
!یه جور خوبی به من نیگا میکردی , نگو نه
به من انگشتر کاغذی میدادی ، نگو نه
چون نمی خوام مثل من وقتی بزرگ شدن بگن
:چه روزایی , چه روزای خوبی داشتیم
خدا چه غریبانه برگ های زرد پاییزی را به دست باد می سپارد
*
وقتی که به تو سلام می کنم
و تو , به چیز دیگری فکر می کنی ، وقتی جواب سلامم را می دهی
در تمام مدتی که حرف می زنم
به چیزی فکر می کنم
و در تمام مدتی که گوش می دهی
به چیز دیگری می اندیشی
لحظه خداحافظی
من به چیزی فکر می کنم
و وقتی تو از دور برایم دست تکان می دهی
به چیز دیگری فکر می کنی
موقعی که فرسنگ ها از هم دور می شویم
تو به چیزی فکر می کنی
و من به چیز دیگری
و بعد ها ، بعد از مرگمان
کسی خواهد فهمید آیا
که تو به این فکر میکردی
که من چرا دست هایت را در دستانم نمی گیرم و تو را در گرمایشان شریک نمی کنم
و من به این فکر می کردم که
تو چقدر سرد به نظر می رسی
.... * در زندگی , اشتباهات زیادی کرده امکه تصویرشان را , مدام , در حرکت پیوسته ام , می بینم
و شیطان در کنارم , دلداری ام می دهد که
: - انسان ، جائز الخطاست .... * و در آخر : (( شگفتا ،وقتی که بود نمیدیدم
وقتی می خواند نمی شنیدم
وقتی دیدم ، که نبود ،
و در خود گداخت ، و از زمین آتش رویید و از آسمان آتش بارید ، تو تشنه آب گردی و نه آتش ، و بعد ، عمری گداختن از غم نبودن کسی که تا بود ، از غم نبودن تو میگداخت
.( گزیده از کتاب کویر استاد شریعتی )
* تا بعد ... ( اگر باشد ... )
بیا با دیده ی خوش بینی به دنیا بنگریم غصه را رها کنیم مژده شادی آوریم
بیا به قشنگی های زندگی نظر کنیم روی بار آرزو به شهر عشق سفر کنیم
بیا از هر چی غمه فرار کنیم بیا پاییز دل و بهار کنیم
لحظه های عمر ما زود گذره با یه چشم به هم زدن می گذره
پس چه خندون چه گریون داره می گذره عمر
خودت رو نرنجون به کامت باشه دنیا
بیا شکست و باور نکنیم گلای امیدو پرپر نکنیم
بیا سرنوشت بسازیم واسه هم نخوریم غصه برای بیش و کم
دنیا وفا نداره چشمش حیا نداره با همه نارفیقه ما وشما نداره
اگه به روش بخندی به روی تو می خنده وگرنه تیره روزی چون و چرا نداره
می توانم قلبی داشته باشم مانند آينه پاک و صاف که نوانيت عشق الهی در آن تجلی کند
می توانم همه نوع بشر از هر رنگ و زبان و نژادی را دوست داشته باشم
زيرا آنها مخلوق معشوق روحانی من هستند می توانم غم ها را فراموش کنم و آماده حل مشکلات باشم
می توانم آنقدر قلبم را سرشار از عشق کنم که ديگر جايی برای کدورت و دلخوری نماند
می توانم به خاطر همه آن چيزهايی که خداوند مهربانم به من عطا کرده سپاسگزار باشم
می توانم صادق ترين و مهربان ترين فرد روی زمين باشم
می توانم در مسير رسيدن به کمال و ترقی تنها به هدف خود ناظر باشم و نه به ديگران
می توانم هر گاه نياز به مدد الهی داشتم دستم را به سوی آن دلبر يکتا بلند کنم و از صميم قلب تنها او را
صدا بزنم
می توانم به آنچه که خداوند برايم در نظر گرفته راضی باشم
می توانم با محبت خالصانه ، قلب پدرم ، مادرم ، خواهرم وبرادرم و همه اطرافيانم را شاد و مسرور کنم
می توانم در تصميم گيری هايم از استاد بزرگ يعنی تجربه کمک بگيرم
می توانم خالص ترين و پاک ترين شوم و بدون توجه به اوضاع کنونی عالم اينگونه باقی بمانم
می توانم با دعا و مناجات خالصانه به سوی درگاه الهی حقيقت را بيابم
با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک با صد تا دریا پر از عشق و اشتیاق و پولک یه قلب
عاشق با یه حس بیقرار و کوچک فقط می خواد بهت بگه
آیدا خانم تولد مبارک![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
از اینجا که پر از غمه خسته شدم می خوام برم
قلبمو که دادم به تو دیگه باید پس بگیرم
موندن هرگز خداحافظ
دیگه میرم
اگه یه روز دردای دنیا بریزه تو قلبم وااااااااااااااااای
ستاره ها خاموش بشن تو آسمون شب من
من میمیرم دیگه میرم
خداحافظ دیگه رفتم پایان ثانیه منم
هرجایی ساعت ببینم عقربه هاشو میشکنم
حتی نشد واسه یه بار من بدی هاتو خوب کنم
خورشیدو کشتم تا دیگه خودم به جات غروب کنم
دل میسوزه ازم نخواه بیشتر از این اسیر این قفس باشم
هیچی نمونده از دلم خاکستر تو آتیشم
ریزه ریزه دل میسوزه
خسته شدم دلم گرفته این روزا
بهونه کرده تو صدام
بارون غصه انگاری می باره تو ترانه هام
عاشق بودم خسته شدم
خسته شدم دیگه میرم گریه نکن
دل بیا بریم از عشق دیگه نگیم
درد عشقی که کشیدیم جز خدا به کسی نگیم
دلم گرفته آسمون نمی تونم گریه کنم شکنجه میشم از خودم نمی تونم شکوه کنم انگاری
کوه غصه ها رو سینه ی من اومده آخ داره باورم میشه خنده به ما نیومده
دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم
تو روزگار بی کسی یه عمر که در به درم
حتی صدای نفسم می گه که توی قفسم
من واسه آتیش زدن یه کوله بار شب بسم
دلم گرفته آسمون یه کم منو حوصله کن
نگو که از این روزگار یه خورده کمتر گله کن
منو به بازی می گیرن عقربه های ساعتم
برگه ی تقویم می کنه لحظه به لحظه لعنتم
آهای زمین یه لحظه تو نفس نزن
نچرخ تا آروم بگیره یه آدم شکسته تن
دوست داشتن هميشه گفتن نيست گاه سكوت است و گاه نگاه...!!اين درد مشترك ماست كه گاهي
نمي توانيم حتي در چشمان هم نگاه كنيم.
مي توان در كوچه هاي زندگي پاسخ لبخند را با ياس داد مي توان جاي غروب عشق را به طلوع ساده
احساس داد
![]()
![]()
مادرم تولدت مبارک![]()
![]()
![]()
بیستمین پاییز زندگیت مبارک
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ای عشق مدد کن که به سامان برسیم
چون مزرعه تشنه به باران برسیم
یا من برسم به یارو یا یار به من
یا هر دو بمیریم و به پایان برسیم
اگه ميدونستي که چقدر تنهام برام اشک ميريختي اما اگه ميدونستي که چقدر اشک ميريزم هيچوقت
تنهام نميزاشتي
روز وهر شب خود را ملامت ميکنم که چرا اجازه دادم که ارزشت را بفهمي چون تا فهميدي مرا تنها
گذاشتي هر چه بر من گذشت حقم بود من از اين بيشتر سزاوارم تو گناهي نداري اي زيبا مرگ بر من كه
دوستت دارم
آدما اي آدما!
توي دنياي شما!
يكي هست كه حرف داره
ازشما وباشما
يكي هست مي خواد بگه
دنيا خيلي بي وفاست
با همه نامرديهاش
هنوزم پراز جفاست
تواز كدوم جاده مي ياي
اهل كدوم قبيله اي
تـوي تنهاي غريب
چطوربه من رسيده اي
اي با دلم درد آشنا
چه ساكتي و بي صدا
حرفي بزن چيزي بگو
ازروزگاروآدمـــــــــا
گفتي به من كه زندگي
دردوغم سرتاسر
آخرشم مرگ آدم
خاك سرزيرسرش
گفتي به من كه زجرودرد
روي دل خسته وسرد
عادت شده تو اين روزا
نمي كنه سينه رو ترك
گفتم بيا داد بزنيم
مردونگي شعار شده
رفاقت بين آدما
مرده و افسانه شده
اي آدما كاري كنيم
عشق پژمرده شده
اگر کسی می گوید که برای تو می میرد دروغ میگوید!!! حقیقت را کسی میگوید که برای تو زندگی می
کند